در دنیای امروز از کارآفرینی به عنوان یکی از  اساسی ترین محور حیات اقتصادی-اجتماعی جوامع یاد می شود و از اینرو به عنوان یک راهبرد حیاتی مورد توجه وعنایت ویژه ملت ها و دولت ها واقع می گردد. اما متاسفانه جایگاه ایران در حوزه کارآفرینی با توجه به ظرفیت های موجود و بر پایه شاخص […]

در دنیای امروز از کارآفرینی به عنوان یکی از  اساسی ترین محور حیات اقتصادی-اجتماعی جوامع یاد می شود و از اینرو به عنوان یک راهبرد حیاتی مورد توجه وعنایت ویژه ملت ها و دولت ها واقع می گردد. اما متاسفانه جایگاه ایران در حوزه کارآفرینی با توجه به ظرفیت های موجود و بر پایه شاخص های کسب و کار، چندان مطلوب نمی باشد.  چرا که دراین سال ها ، کمتر به ظرفیت ها و نارسایی های این بخش و همچنین ضرورت تحول آن در یک نگرش سیستمی توجه شده است. در حقیقت برنامه ریزی براي توسعه کارآفرینی و ایجاد زیرساخت های لازم، نیازمند توجه به موضوعات مختلف از زوایا و جنبه های متعددی است که اهمیت بررسی بیش از پیش اکوسیستم کارآفرینی را نمایان می سازد. اکوسیستم کارآفرینی روشی جدید براي فراهم نمودن ابزار و تعاملات چند سویه توسعه کارآفرینی در جامعه است.

بنابراین، همانطوری که اکوسیستم­ ها درهر جامعه ای متشکل از دورنماهای فرهنگی، شبکه­های اجتماعی، حمایت مالی، دانشگاه‌ها و سیاست‌های اقتصادی فعالی هستند که محیط‌های حمایتی را برای نیروی جوان و نخبه ی کشور فراهم می نمایند، کارآفرینی نیز یکی از زیر مجموعه های مهم آن به حساب می آید. به بیان ساده تر، اکوسیستم کارآفرینی، به مجموعه افراد، سازمان‌­ها، روش‌­ها، قوانین، رویدادها و … در یک محدوده جغرافیایی گفته می­‌شود که می تواند بر فعالیت­‌های کارآفرینی و نه صرفا اشتغال زایی در آن منطقه، اثرگذار باشد. دسترسی به حوزه ی مالی چون بانک ها و موسسات مالی، مراکز پشتیبانی کسب و کار از جمله مراکز رشد و پارک های علم و فناوری، سیاست های ابلاغی، منابع انسانی و آموزشی و حوزه ی فرهنگی همگی از اهرم های تاثیرگذار در هر اکوسیستمی، بالاخص اکوسیستم حوزه کارآفرینی است.

شکی در این نیست، که قریب به اتفاق افراد یک جامعه دارای مهارت و استعدادهایی هستند، اما دلیل اینکه تنها تعداد معدودی از آن ها موفقیت را تجربه می کنند، به شدت وابسته به پرورش، تشویق و فعال‌سازی این مهارت‌ها است. برخورداری از مدارس مناسب، امکانات مالی، حمایت‌های خانواده و در نهایت تلاش و درایت خودمان سبب می شود که  کمتر اشتباه کنند  و الزامات پیشرفت و موفقیت شان فراهم شود. به‌عبارت دیگر، برای تبدیل شدن یک فرد عادی به یک فرد موفق، باید استعدادها را پرورش داد تا بتوان توانایی ها را از حالت بالقوه به حالت بالفعل تبدیل نمود. بنابراین تربیت یک فرد کارآفرین نیازمند محیط‌های قدرتمند می باشد که نه تنها باعث اطمینان از تغییر ایده‌ها در جهت پیگیری‌های عملی است، بلکه سبب می‌شود، اکوسیستم لازم جهت رشد و ترقی را نیز داشته باشند. از اینرو هنگامی که صحبت از یک اکوسیستم کارآفرینی می شود، بیش از صدها مجموعه دولتی و خصوصی در جایگاه خود می‌توانند سبب توسعه و گسترش بهتر و بیشتر این فضا بشوند. از نهادهای دولتی وزارت آموزش و پرورش گرفته  تا وزارت علوم  تحقیقات و فناوری،وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، وزارت امور اقتصادی و دارایی همه و همه ،نهادهای تاثیرگذار در ایجاد و بستر‌ساز و البته مانع کسب ‌و‌کارها می‌توانند باشند.