یادداشت

بیکاری، آن روی سکه مدرک گرایی

این روزها که صدها هزار خانواده ی ایرانی چشم به راه نتایج کنکورهستندو هزاران جوان دغدغه ورود به مقاطع ارشد و دکتری را دارند، بازار کار در انتظارشان همواره در هاله ای از ابهام قرار دارد. اگر شرط ورود به بازار کار و استخدام مدرک است، چرا کارفرمایان و مدیران شرکت ها به دنبال مهارت های ما هستند و اگر مهارت مهم است، چرا مجبورهستیم ،چندین سال از عمر خود را صرف کنکور و دانشگاه کنیم، درحالی که می توانیم این بازه ی مهم زمانی عمر خود را صرف کسب مهارت کرده و زودتر به سمت شغل مورد نظر خود رفته و کسب درآمد نماییم.

آنچه اکنون قطع به یقین درهرخانواده ی ایرانی وجود دارد، فارغ التحصیلان بیکار است. فارغ التحصیلانی که اغلب پس از صرف سال ها زمان و البته هزینه زیاد و با پایان دوره ی تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و یا حتی دکتری با ورود به بازار کار، سرخورده می شوند. این سرخوردگی ناشی از وجود مدرکی است که حجتی بر داشتن مهارت و حتی دانش نیست و پیامد اصلی آن وجود فارغ التحصیلان بیکاری است که نمی دانند در چه زمینه ای فعالیت کنند و تنها می توانند، مدارک شان را قاب کنند و به دیوار بزنند. کشور ما در سال های گذشته ،بسیار به سمت مدرک گرایی پیش رفته و بحث سر این موضوع همیشه داغ بوده است. در هر صورت باید پذیرفت که در دوران کنونی کسب و کار، مدارک دانشگاهی به تدریج اهمیت و ارزش خود را از دست می دهند و مهارت، توانایی یادگیری و اشتیاق به پیشرفت، جای آن ها را می گیرد.

اما یک واقعیت مهم و انکارناشدنی وجود دارد. جهان از فضای استخدام و مدرک گرایی به سمت کارآفرینی تغییر مسیر داده است و با گذشت زمان و تغییر شرایط شغلی و اقتصادی جوامع، ارزش و کاربرد این مدارک نیز تغییر کرده است. تا جایی که افراد موفقی چون استیوجابز، بیل گیتس و مارک زاکربرگ، همه بدون مدرک دانشگاهی هستند و طبق گزارش های منتخب واشنگتن، 68 درصد آمریکایی ها مدرک لیسانس ندارند. مدرک دانشگاهی بیشتر از این که شعور، ثروت و موفقیت بیاورد، امکان تجربه یک فضای متفاوت و ورود به جامعه را فراهم می کند. تجربه ی حضور در دانشگاه خیلی با علم آموزی در دانشگاه فرق دارد و دانشگاه های امروز کشور، بیشتر کارکرد اول را دارند.

دیگر زمان سابق نیست و بسیاری از کارفرماها از اهمیت مهارت در زمینه کاری آگاه هستند و در بسیاری از رشته ها مهارت ؛حرف اول و آخر را می زند. گویا دوران سیطره ی مهارت بر مدرک تمام شده است و داده های جدید آماری از بازار کار ایران نشان می دهد ،برای داشتن یک شغل خوب، نیاز چندانی هم به مدرک دانشگاهی نیست یا لااقل دیگر مسیر موفقیت و کسب درآمد تنها از دانشگاه و مدرک عبور نمی کند. داده های تفضیلی مرتبط با وضعیت بازار کار ایران در سال گذشته، عجیب و قابل تامل است. بالاترین نرخ بیکاری در بین تمامی گروه های تحصیلی از ابتدایی تا دکتری متعلق به لیسانسه هاست و از جمعیت فعال دارای مدرک کارشناسی، حدود 20.3 درصد بیکار هستند و نرخ بیکاری برای فوق لیسانسه ها و دکترای حرفه ای، حدود 15.3 درصد است و لذا شانس کاریابی کمتری از فعالان اقتصادی دارای مدرک های پایین تر دارند.

این آمارها روایت تکان دهنده ای را به جامعه منتقل می کند: مثل اینکه تفکر مدرک گرایی کم کم دارد به واضح ترین شکل ممکن در بازار کار ایران رنگ می بازد. چرا که افراد در دوران تحصیل متناسب با نیاز بازار کار تربیت نمی شوند و استانداردهای لازم برای ورود به بازار کار را ندارند و در واقع فقر مهارتی به شدت در میان فارغ التحصیلان دانشگاهی احساس می شود.البته آنچه بیان شد ،تنها یک روی سکه مدرک گرایی و بیکاری است. روی دیگر این سکه داستان افرادی نقش بسته که دارای مدرک تحصیلی نیستند و هنگامی که با آگهی های استخدامی مواجه می شوند که در آن ها ،ملاک و معیار داشتن تنها صرف مدرک تحصیلی است و این گروه نیز متاسفانه موفق به پیدا کردن کاری در خور نمی شوند. از اینرو نمی گوییم ،مدرک تحصیلی خوب نیست، برعکس داشتن مدرک تحصیلی عالی است. ولی می گوییم ،حداقل بعد از گرفتن لیسانس و یا در دوران دانشجویی با بدست آوردن مهارت و تخصص، ابتدا شغل خود را تثبیت کرده و سپس به فکر ادامه تحصیل باشید و از همه مهم تر، هدف اصلی خود را از گرفتن مدرک لیسانس و فوق لیسانس در رشته ی تحصیلی تان بدانید و مهارت محوری باید به عنوان یک راهبرد مهم، مد نظر قرار گیرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا